۱۳۸۷ فروردین ۲۰, سه‌شنبه

شما قضاوت کنید!!!

روزنامه های افغانستان که آیینه دار مطبوعات در افغانستان است؛ مبتذل شده می روند. گاهی شما افتضاحات را در این روزنامه ها می بنید که تمحل کردنش دشوار است.


روزنامه پیمان که ظاهرا شخصی است و قبلا هفته نامه بوده؛ امروز در شماره پانزدهم، خود را و همه مطبوعات افغانستان را خیس کرده است. این روزنامه که مدیر مسوول آن خودرا روزنامه نگار موفق کشور می نامد؛ هویت اصلی خودرا افشا کرد.


پیمان در صفحه نخست خود چند تیتر درشت دارد که می خواهد بگوید که دار وندار این روزنامه این است. اما افتضاح ازاین جا شروع می شود، شما به یک دید متوجه اشتباه بزرگ این روزنامه می شوید. اشتباهی که اصلا نمی شود انتظارش را داشت. در یکی این تیتر ها شما می خوانید(دریای نگرانی جاریست ) (موقعیت معلق کریم خرم در افکار عامه) و در پاین این تیتر متوجه عکس خرم می شوید، که باد کرده نگاه دارد. می خواهید که ادامه بدهید اما آنجا می خوانید: وزیر عدلیه روز یکشنبه در گفت و گو ... محمد سرور دانش در دومین روز ارایه گزارش...‌‌


نوشته که شما در پاین تیتر می خوانید مربوط به تیتر نمی شود، آیا شما فکر می کنید که چنین اشتباه ممکن باشد!؟! بله!!! در روز نامه که جناب رزاق مامون مدیرمسوول است، بعید نیست.
در تیتر بزرگ دیگر شما می خوانید(شما قضاوت کنید)( این را می گویند حسابدهی ...و عکس سرور دانش چشم شما را به خود متوجه می کند) در پایین نوشته اند که گزارشات رسیده حاکی ازآن است که آقای خرم قبل از حمله به واژه های زبان...


تیتری که مربوط به آقای خرم است از نیت کاپی شده است. کاپی کردن از انترنت روش معمول در روزنامه ها ودرکل در مطبوعات افغانستان شده است. آنها می روند از نیت کاپی می کنند و بعد هم آنرا بدون آنکه بخوانند در روزنامه های خود به چاپ می رسانند. البته این در حالی است که بعضی از این روزنامه ها منبع را ذکر می کنند و بسیاری از ذکر منبع خوداری می کنند.

۱ نظر:

Entezar گفت...

سلام اسد جان
رسانه های چاپی افغانستان در حال رکود است.هیچکدام از مجموعه هایی که دور این شیرینی گاهی لذیذ و گاهی خیلی تند جمع شده اند اصلا از نظر فکری با هم خیلی فرق دارند. وقتی هدفمندی مشخصی در یک مجموعه وجود نداشته باشد، خیلی زود از هم می پاشند یا کارشان به افتضاح و رسوایی مثل این ... نامه می انجامد.
دوم مشکل روزنامه های ما نداشتن کادر مسلکی و ندانستن فنون و دانش ژونالیسم است.آقای مامون با آنکه خیلی ادعای کلان دارد، چندان هم پخته نیست که بتواند این باریک بینی ها را درک کند.
من یک کتاب او را بنام "راز خوابیده" خواندم که بیشتر به قصه های امیر ارسلان رومی میماند. ژورنالیسم اگر گاهی خیلی آدم را به شهرت میرساند، گاهی هم امکان دارد که با یک اشتباه کوچک و پیش پا افتاده برای همیشه از نظر مردم بیافتی.
موفق باشی
بازهم بنویس